+ لحظاتی با تو .....

سلام...

به همه دوستانی که اینجا میان و نظر میدن و تشکر بابت همدلیشون با من و زیبا

میدونم از این ناراحتیت که ما خیلی کم مطلب مینویسیم

اما بهتون بگم که من(آرش) زیاد میام اینجا و نظراتتونو میخونم

میدونم که زیبا هم میاد میخونه اما مطلبی نمینویسه

زیبا جان

خیلی خوشحالم که میتونم ایجا باهات حرف بزنم

وقتایی که یادت میکنم و به هیچکس نمیتونم راجع به تو حرف بزنم

نه دوستای صمیمیم و نه حتی خودت.. گاهی وقتا نه حتی به خودم

چون گاهی وقتها به خودم میگم نباید فکرت مشغول زیبا باشه این فکر باید مشغول کسی دیگه ای باشه

اما مسائلی هست که نمیذاره...

زیبایی ... یادته اینجوری صدات میکردم ؟ شاید درست نباشه ولی دلم خیلی هواتو کرده

یاده همیشه از نوشتن فراری بودی

اون موقع هم که با هم بودیم یکی درمیون مینوشتی ولی باز خوب بود

هر بار که مطلبی مینوشتی دلم داغ میشد و دوست داشتم چند بار متنتو بخونم

راستش نمیدونم کار درستی میکنم که منم میام اینجا مطلب مینویستم یا نه؟

تو بهم بگو دارم اشتباه میکنم؟؟

بگو..

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۸
تگ ها: زیبا و عشق و عاشق
comment نظرات () لینک


+ چرخ روزگار...

سلام
دوستان بشنوید
من دوست ندارم یه آدم خیانت کار باشم
شما خودتونو بذارید جای من
من یه زمانی با زیبا بودم.. عاشقش شدم .. یه عشق واقعی ...
خب چیکار کنم با چرخ روزگار ؟
چیکار کنم با قسمت ؟
من آدم احساساتی بودم با عشق و محبت واقعی به زیبا ... اما نمیتونستم همه چیو بهم بریزم برای اینکه زیبا مال من بشه..
من اگه عاشق زیبا بودم باید میذاشتم زیبا اونجایی باشه که خوش تره
از وقتی ازدواج کردم دیگه اون رابطه ادامه نداره ..
چه کنم با خاطراتم ؟؟
ازدواج نمیکردم ؟
اینجا درد و دل نکنم؟؟
بخدا که زنمو دوسش دارم و بهش محبت میکنم
هیچی براش کم نمیذارم
اما چه کنم با گذشتم ؟
نسخه ای نپیچید از کنار گود ..
یه خورده خودتونو بذارید جای من
زیبا ............

 

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ زندگی ادامه خواهد داشت...

الان حدود دو ماه از زندگی مشترکمون میگذره ... خدا رو شکر همسرم دختر خوبیه ..  دوسش دارم .. دوسم داره ... اما هنوز انتظاری که همیشه از زندگیم داشتم بر آورده نشده .. نمیدونم شایدم هیچوقت نشه ...

زیبا جان میدونی هر زندگی بالاخره مشکلات خودشو داره و این ما هستیم که باید ببینیم با این مشکلات چه جوری برخورد کنیم ...

دعا کن بتونم خوشبختش کنم و بخاطر عشقی که هنوزم بهت دارم در حقش بدی نکرده باشم ...

زیبا جان با خبر شدم که داری راجع به ازدواج فکر میکنی... برام بگو فکر و ذهنت چیه ؟

طرف کیه ؟ چیکارس؟ آدرس بده بریم تحقیقات ؟

اصلا عکسشو بده جنازه تحویل بگیر چشمک  .. شوخی کردم زیبایی .. آرزوی من خوشبختیته....

یادت نره منتظرم....

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۱٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ انتظار

سلام زیبا جان

عزیزم چرا مطلبی پست نمیکنی؟

فکر کنم من و خوانندگان دوست داشته باشیم از حالت با خبر باشیم.

از زندگیت .. از .....

مواظب خودت باش خانمی...

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سرانجام....

خیلی از خوانندگان وبلاگ دوست داشتن ببینند آخرش چی میشه ...

هیچی دوستان آخرش من و زیبا به این نتیجه رسیدیم که نمیتونیم در کنار هم بعنوان همسر باشیم..

یادته زیبا .. تو رستوران سارا بود که ازت بطور رسمی خواستگاری کردم ... تمام توانم رو گذاشتم واسه اینکه نظرتو جلب  کنم و شرایطی فراهم کنم که بتونیم در کنار هم باشیم ...

اما خب واقعیت هایی هم وجود داشت که باعث شد قانع بشیم که نمیشه .. و تو اونها رو بهم میگفتی ... خیلی دوست داشتم فراموششون کنم  یا از بین ببرمشو ن .. اما بودن زیبا جون ....

بعد از اون جریان تو بیشتر با پسری که باهاش آشنا شده بودی میگذروندی و من نگران از آیندت... همیشه دوست داشتم زیبا .. همیشه ..

یادته بعد یه مدت یکبار دیگه ازت خواستگاری کردم و و تو باز هم ......

هر دفعه که به اصرار خانواده خواستگاری میرفتم دلم پیش تو بود و نگام به تو ....

تا اینکه دلو زدم به دریا و انتخاب کردم ..

برات گفتم ... دختر خوبیه ...  اما زیبا جای عشق خالیه ...

برام دعا کن ...

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ شرح دلتنگی ...

نمیدونم چرا اینقدر دلم برات تنگ شده زیبا ....

همین الان بهت زنگ شدم و تو ظاهر آروم بودم اما میخوستم یه چیزی بگی که بیشتر صداتو بشنوم جوری که زنگ صدات همیشه تو گوشم بمونه ... اما دریغ که نشد باهم بیشتر حرف بزنیم ....

آزمون دارم اما نمی تون تمرکز کنم .. هر صفحه ای رو ورق میزنم چهره تو میاد جلو چشام و هر خطی که میخونم اسم تو رو میبینم...

خیلی دلتنگتم زیبا... خیلی

الان دوست داشتم تو رو در آغوش بگیرم و نوازشت کنم و پیشونیتو ببوسم و سرتو به سینم فشار بدم تا بفهمی تو قلبم چه غوغایی شده .....

تو رو خدا اگه تو ذهنت باید و نباید رو مرور میکنی بذارشون کنار و بذار اینجا راحت باشم .... چون من خودم به اندازه کافی با خودم شیش و بش میکنم ..

دوستت دارم زیبا .. همیشه و تا آخر عمر..

آرش

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۱٢
comment نظرات () لینک


+ آرش من این شعرو خیلی دوست دارم و دلم میخواد اینجا هم بنویسمش:

نزدیک میشم وقتی حواست نیست
اونقد که مرزی جز لباست نیست !

از پشتِ سر چشماتو میگیرم
بگو کی ام ؟ وگرنه می میرم …

نزدیک میشم وقتی حواست نیست
اونقد که مرزی جز لباست نیست

از پشت سر چشماتو میگیرم
بگو کی ام که برگشتم !؟


بگو !  وگرنه می میرم

 

منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی
شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی

منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست
که با تموم دلتنگیش تولد ِ تو دعوت نیست !

شاید از صورت ِخستم.. از این لحن ِ غم آلودم
بفهمی من کی ام امشب ! کجای زندگیت بودم !

نمیخواستم بدونی تو چرا به گریه افتادم …
اگر اصرار میکردم تو رو از دست میدادم ! . . .

منم اونکه تظاهر کرد نداره دیگه احساسی
شاید واسه همینم هست که دستامو نمیشناسی !!

منم اونکه ازت دوره ولی قهرش حقیقت نیست !
که با تمام ِ دلتنگیش ! تولد ِ تو دعوت نیست !

 

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ هنوزم دوستش دارم ...

سلام ای ناله بارون ..... سلام ای چشمای گریون....

سلام روزهای تلخ من ....  هنوزم دوستش دارم.....

انگار این اشکهای عشقم به تو تمومی نداره .....

هر جا و هر حالتی که هستم وقتی زیبا میاد جلو ذهنم قلبم به هم فشرده میشه و چشام گرم ....

زیبا تمام آرزوم اینه که با اینکه ندارمت اما داشته باشمت .....

سلام ای بغض تو سینه .....    سلام ای آه آئینه ....

سلام شبهای دل کندن ......   هنوزم دوستش دارم

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ همیشه با تو ام زیبای من ...

آخ عشق...
آی عشق... که چقدر دلم تو رو میخواست و تو دور تر شدی...
و حالا جلو چرخ روزگار واینستادم و گذاشتم منو با خودش ببره ...
گاهی اوقات آتش لم گر میگیره و تو دلم خفش میکنم ...
اما وقتی اینجا میام همه چیو میریزم بیرون ...
مگه من بجز اینجا کجا رو دارم ...
زیبا مگه من غیر تو کیو دارم که باهاش درد دل کنم ...
کیو دارم که حتی گلایه هام از تو رو به اون بگم؟...
تو کیو داری که حرفهایی رو که به هیچکس نمیتونی بزنی  رو بهش بزنی ؟...
زیبا من و تو چه بخوایم چه نخوایم به هم وصلیم ..
مطمئن باش اینقدر دوستت دارم که  همه جا باهاتم ...
این فقط تویی که هر وقت صداتو میشنم جون میگیرم و سرشار از شادی میشم ...
وقتی این نظرات خالصانه بچه هایی که اینجا سر میزنن رو میخونم دلگرم میشم . حس میکنم تنها نیستم .. اما کاش فقط تو با من بودی .. فقط تو ..
اما دیگه دیره .....
زیبا من عشق تو رو تا آخر عمر در قلبم نگه میدارم ....
حتی اگر پیشم نباشی..

دوستت دارم فقط همین.

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٤
تگ ها: زیبا و عشق و تنها و همیشه
comment نظرات () لینک


+  

بعد از این همه مدت بازم یه سر اومدم و نظرهارو خوندم,جالب بودن!میبینی اینجارو هنوز یادم نرفته,با این آهنگ گلنار...گلنار...,نمیدونم چرا اینقدر دلم گرفت اینجا رو دیدم.این ترانه تقدیم به تو آرش عزیزم با بهترین آرزوها:

خوشبختیت آرزومه

               حتی با من نباشی

حتی از خاطره هام

              جدا شی.........

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+  

خدارو شکر که اینجا رو دارم که بنویسم برات ...

از عشقم بگم که هنوز دلمو میسوزونه و به اوج میبره ، اما خاموش و بی صدا و آروم ...

طوری که تو نفهمی ...

زیبا جونم .. عشق من ... میدونم که خیلی وقته به اینجا سر نزدی ... شایدم دیگه سر نزنی یا مطلب ننویسی ....

اما من ب خودتم گفتم .. تا آخر عمرم عشق تو رو تو قلبم حفظ خواهم کرد ...

با تمام وجود دوست دارم ....

یاد تو با اشک و قلبم عجین شده ..

اسمت که میاد .. یادت که میاد .. قلبم شروع به تند زدن میکنه و چشام شروع به زلال شدن ..  جلوشو میگیرم و تو دلم میگم دوسش دارم .....

آره زیبا جون

دوست دارم ...............

دوستت دارم......

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢٩
تگ ها: عشق و عاشق و تنهایی و دوست
comment نظرات () لینک


+ حسهای مرده ....

زیبا جان چه جوری میتونم از حسی که الان دارم و حسی که تو داری بگم؟

وقتی نظرات بچه ها رو خوندن که برامون آرزوی رسیدن به همو میکردن بغضم گرفت .. 

من و تو با هم به کجاها میتونستیم برسیم ...

نمیدونم بازم به اینجا سر میزنی یا نه ... اما اینجا حس خاصی برام داره ....

وقتی اینجا مینویسم چشام بی اختیار خیس میشه ... همه دلگیری ها و ناراحتی هارو فراموش میکنم و تو رو میبینم فقط ... تو و عشقم ... چرا دستم به گلایه نمیره ازت ؟

چرا نمیتونم ازت شکایت کنم؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا بازم عاشقتم ؟؟؟؟؟؟؟

خدا چرا؟

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢٦
تگ ها: زیبا و عشق و عاشق
comment نظرات () لینک


+ رسم زمونه....

عجب رسمیه این رسم زمونه ...

قصه برگ و باد و از این حرفها نیست واقعیته... یه واقعیت تلخ

تو رابطم با تو چیزی کم نذاشتم... هرچی داشتم گذاشتم

منتی نیست عشقم بودی .. لذتشو بردم

حالا هم گله ای ازت ندارم .. تو هم زندگی خودتو داری

من عاشقت بودم اما تو نبودی ...  شاید لایقت نبودم ..شایدم .........

به هر حال زیبا جان اینو بدون همیشه میتونی روی من حساب کنی حتی اگه .....

من کنار اومدم با اینکه مال من نیستی اما بعضی وقتها بی معرفتیت اذیتم میکنه .. الان سه روزه با هم حرف نزدیم و تو حتی یه خبر ازم نگرفتی .. دریغ از یک اس ام اس ...

نمیگم من الان مردم یا داغونم یا دپرسم .. اما هر چی بودم دوستت بودم .. دوسم داشتی  ..دوست داشتم هنوزم دارم و خواهم داشت .. یعنی حال و احوال ساده تو رو از ..... دور میکنه؟ بابا ایول ا...

ایشالا خوشبخت باشی

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ شرط شیرین واسه فرهاد چیه؟ ....

زیبا جونم
عشقم
زندگیم
عاشق تو بودم
عاشق تو هستم
درهای دلمو
روی همه بستم
تا پای جون دوست دارم
اگه تو از من جدا شی ....امید موندن ندارم

زیبا جونم میخوام بهم بگی اگه قرار باشه شرطی واسه آرش بذاری که اگه انجام بده مال اون بشی رو بگی
مثل شرطی که شیرین واسه فرهاد گذاشت
فقط میخوام بدونم
فارق از دنیای منطقی و واقعی

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٢
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آرزوهای آرش...

شب آرزوهاست زیبا جون .. هر شب من شب آرزوهاست چون هر شب آرزوی تو رو دارم .

آرزو های قشنگی کردی پایان جمله هات یه امین میخوندم و یه آمین میگفتم

حالا من میخوام آرزو کنم .یه خوردشو اینجا مینویسم یه خوردشو تو وبلاگم..

آرزو میکنم تا آخر دنیا ..تا آخر هر دنیا تو با عشق و آرامش باشی و خوشبخت. و من از خوشبخت بودن تو خوشبخت باشم و آروم.

آرزو میکنم که همیشه زیباترین گل دنیا بمونی ...

آرزو میکنم خدا همیشه پیشت باشه و مواظبت باشه ..

آرزو میکنم همیشه یادم بمونه  چقدر دوست دارم و عاشقتم تا خوبیهای دنیا یادم نره...

آرزو میکنم همیشه یادم بمونه بیشتر از خودم منو دوست داری، حتی مواقعی که حس میکنم تنهام!

آرزو میکنم عشق من به تو مثل یه سپر از همه بدیها و بلا ها تو رو حفظ کنه ...

 آرزو داشتم که تو رو به همه آرزوهات میرسوندم ...خدایا زیبامو به تو میسپارم ..  خدایا تنهاش نذار....

زیبای من آرزو میکنم که به همه آرزوهای قشنگت برسی

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ آرزوهام

دیشب گفتی که شب آرزوهاست وآرزو میکنی وآرزو کنم وآرزوکردم وآرزو کردم که

دنیامون قشنگ بشه و یه دنیای پر از عشق باشه و پر از آرامش باشه واسه همه آدماش وهیچکس و هیچ چیز , هیچ کس و هیچ چیز رو آزرده نکنه و یه دنیایی بشه پر از مهربونی از جنس مهربونیای قلبای عاشقا ویه دنیایی که توش هیچی زور نباشه وجنگ نباشه وسنگ از جنس سنگایی که شیشه دلارو میشکنه نباشه ومرز نباشه وبند نباشه و عشق باشه و نور وآمین

و برای همه آدما عشق باشه وآرامش باشه و خوشبختی باشه و برای عشق منم عشق باشه و آرامش باشه ونوروآمین

و تو و آرزوهامو سپردم به صاحب آرزوها تا خودش مراقبت باشه و برآوردشون کنه و آمین

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ بدون او چه کنم؟

حتما مطلب وبلاگمو خوندی .. این روزها دلم خیلی دیونه است ... نمیدونی این 2 روز چقدر سخت گذشته ...  باورت نمیشه از صبح تا شب همش میخوام یه جوری خودمو مشغول کنم  .. فیلم پشت فیلم .. هر کاری میکنم تو رو میبینم .. هر جا میرم تو رو می بینم .. بعضی وقتها تو آینه خودمو نگاه میکنم و میبینم که قطرات عشق زیبا چه جوری چشامو خیس میکنه ....

زیبا دلتنگیت داره منو میکشه .... خدا رو شکر از حالت با خبرم .. اگه باخبر نبودم ازت که........

زیبا یادته برات این ترانه رو پشت تلفن خوندم .. الانم دارم گوشش میدم و اشک میریزم

وقتی شب از کوچه رد شد... حکم خنده تا ابد شد ...  وقتی گل 10 تا سبد شد... یاد من باش .. یاد من باش
وقتی غم خونه نشین شد ... وقتی سایه نقطه چین شد ...  روزگار بهتر از این شد ... یاد من باش .. یاد من باش
هر جا راه بسته دیدی ..آینه شکسته دیدی ... یا یه مرد خسته دیدی ... یاد من باش .. یاد من باش
سر پیچ هر ترانه .. پشت هر حرف و بهانه تا همیشه عاشقانه یاد من باش .. یاد من باش
یاد من باش .. یاد من باش

زیبا جونم یاد من باش .. من همیشه یادتم و برات دعا میکنم ..   همیشه رو کمک من حساب کن ...  چقدر افسوس میخورم که اون روز بیشتر رو شونه هات گریه نکردم  .. زیبا چرا عشق  بغض داره ؟؟ چراااااااااا؟ من شادی میخواستم .... من عشق میخواستم .... من تو رو میخواستم .........................خدااااااااااااااااااااااااااا

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ یک عمر با زیبا....

زیبا جون احساس میکنم عمری رو با تو بودم

نگرانم .. دلهره دارم ...
ازت خواستم  برای همیشه پیشم باشی و همسرم بشی

هر چی به جمعه نزدیک تر میشیم دلهرم بیشتر میشه ...

به شادی و غم  ناشی از جوابت فکر میکنم ...

به عشقی که تو سینم نسبت بهت دارم و داره قلبمو از جا میکنه فکر میکنم ...

به اینکه میتونم خوشبختت کنم یا نه فکر میکنم ...

زیبای من یه دنیا حرف دارم

منتظر میمونم تا جمعه..........

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ این روزا...

این روزا خیلی ازم دور بودی...

این روزا خیلی فکر کردم...

خیلی دلتنگت بودم...خیلی گیج شدم...خیلی خسته شدم...خیلی تنها بودم...

آره وقتی که نیستی احساس تنهایی میکنم...چون فقط تویی که از همه افکارو احساساتم با خبری وبقول خودت سنگ صبورمی!کاش منم تونسته باشم برات سنگ صبورو همراه خوبی باشم,سعیم و کردم ولی نمیدونم,کاش!

این روزا خیام و بیشتر میخونم,تا برای یه لحظه هم شده آروم بشم و کمتر فکر کنم یا شاید درست فکر کنم و شایدم دیگه فکر نکنم...!

امروز تورا دسترس فردا نیست        واندیشه فردات بجز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدانیست       کاین باقی عمر رابهاپیدا نیست

                                           ***********

ای آمده از عالم روحانی تفت        حیران شده درپنج وچهار وشش وهفت

می نوش ندانی زکجاآمده ای            خوش باش ندانی بکجاخواهی رفت

 

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ عشق بازی ... خاک بازی...

سلام زیبا جان

یک بهار از زندگی من و تو گذشت

ایشالا سال خوبی و زندگی خوبی در پیش رو داشته باشی

زیبا جان خیلی وقته ندیدمت

کلی با دلم صحبت کردم و سرش گول مالیدم که فلانه و بیثار...

اما دیگه اگه دیدیش خودت باید از دل دلم در بیاری ...

زیبا جون همیشه دوست داشتم و دوست دارم برات  پناه و پشتیبان باشم ...

یه دیوار که بتونی بهش تکیه کنی ...

یه محرم که باهاش درد  دل کنی ..

یه شونه که روش گریه کنی ...

و یه مامن که باهام آروم بگیری ...

زیبا میخوام بهم اطمینان داشته باشی و منو همراه همیشگیت بدونی

درسته بعنوان همسر در کنارت نیستم اما میتونم بعنوان اسپایدرمن همیشه مواظبت باشم...

به قول خودت آرشی قهرمانم دیگه...

زیبا جان تو این سفری که عید رفتم شمال خیلی به یادت بودم

صبح روز سیزده به در رفتم کنار ساحل و قدم زدم و به عشقت کلی خوندم

کاش پیشم بودی .. کاش با هم بودیم...

این عکس هم از عشق بازی کردن با نام تو بود که برات میذارم

همیشه دوست دارم

نویسنده : آرش و زیبا ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد